مرتضى مطهرى

140

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

--> سخن اين است كه ما در اين اشيائى كه داريم ، وجود تشخيص مىدهيم و ماهيت تشخيص مىدهيم يعنى دو حيثيت تشخيص مىدهيم ، به دليل اينكه مىگوييم « هست » و « چيست ؟ » . هم مىگوييم « هست » در مقابل « نيست » ، يعنى نيستى را از او طرد مىكنيم ؛ بعد كه گفتيم « هست » مىگوييم : « چيست ؟ » . وقتى كه هست ، ممكن است اسب باشد ، ممكن است انسان باشد ، ممكن است چيز ديگرى باشد . سخن اين است كه آيا هستى و چيستى دو امرى هستند در خارج كه به يكديگر ضميمه شده‌اند كه الآن در اينجا دو چيز با يكديگر تركيب شده‌اند ، « انسان » كه چيستى است با « هستى » به يكديگر ضميمه شده‌اند ؟ در اينجا چند وجه قابل تصور است : يكى اين كه اين دو حيثيت هر دو خارجيت دارند به معنى اين كه دو حيثيتى است كه در خارج با وصف دوئيّت به يكديگر ضميمه شده‌اند عين اكسيژن و هيدروژن كه دو عينيت هستند و با يكديگر تركيب مىشوند و آب را به وجود مىآورند . اين با برهان روشن بطلانش ثابت است و چون شما قبول داريد ديگر روى آن بحث نمىكنيم . وجه ديگر اين است كه ايندو هيچكدام عينيت خارجى و منشأيّت اثر خارجى ندارند ، هر دو را ذهن ساخته است و در ماوراء ذهن نه اين واقعيت دارد نه آن . اين معنايش همان سوفسطائى گرايى و ذهن گرايى مطلق و انكار ماوراء ذهن است . اين دو وجه بديهىّ البطلان است و ما فيلسوفى كه طرفدار يكى از اين دو شق باشد نداريم . از ايندو كه بگذريم آنچه باقى مىماند كه قابل اين است كه فيلسوف روى آن بحث كند اين است كه از اين دو حيثيتى كه ذهن تشخيص مىدهد يكى ساختهء ذهن است و ديگرى داراى واقعيت خارجى است . يكى از ايندو قطع نظر از ذهن واقعيت را تشكيل داده است و ديگرى را ذهن با تحليل خودش انتزاع كرده است . حال مىخواهيم ببينيم از ايندو كه ذهن تشخيص مىدهد كداميك قطع نظر از ذهن هست و كداميك ساختهء ذهن است ؟ يعنى مىخواهيم ذهن را بشكافيم و ذهن را بشناسيم و ما هميشه گفته‌ايم كه اين مسائل نوعى نقادى ذهن است . - هيچكدام نمىتواند بدون آن ديگرى در خارج وجود داشته باشد . استاد : شما كه قبلا گفتيد در خارج دو چيز نيست ، حالا چطور مىگوييد كه هيچيك بدون ديگرى در خارج نيست ؟ - بنده هم عرض مىكنم در خارج دو چيز نيست ، از هم منفك نيستند . استاد : پس شما قائل هستيد كه دو چيزند و منفك نيستند . - ما ذهنا داريم اين تفكيك را مىكنيم . در خارج چنين تفكيكى نيست . استاد : در خارج كه تفكيك نيست يعنى دو تا هستند و منفك نيستند ؟ - خير ، اصلا يك چيز است ، دو چيز نيست . استاد : اگر يك چيز است چرا شما دوباره برمىگرديد مىگوييد دو چيز است ؟